<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>وب نوشت</title>
<link>http://ansari9029.ParsiBlog.com</link>
<description>نسخه XML از وبلاگ " وب نوشت "</description>
<language>fa</language>
<generator>ParsiBlog.com RSS Generator</generator>
<lastBuildDate>Wed, 20 Aug 2008 19:55:17 GMT</lastBuildDate>
<author>محمد انصاري</author>
<item>
<title>خسته نباشيد</title>
<link>http://ansari9029.ParsiBlog.com/624290.htm</link>
<description>&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;سلام &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;ببخشيد چند وقتي هست كه سرم شلوغه .انشاءا...سرم خلوت شد&amp;nbsp; مطلباي جديد ميزارم &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;قربونتون&lt;/STRONG&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;يا حق&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Wed, 20 Aug 2008 02:23:00 GMT</pubDate>
<comments>http://comment.parsiblog.com/Comments.aspx?NoteID=624290</comments>
 <dc:creator>محمد انصاري</dc:creator>
<guid>http://ansari9029.ParsiBlog.com/624290.htm</guid>
</item>

<item>
<title>يا مهدي..</title>
<link>http://ansari9029.ParsiBlog.com/446445.htm</link>
<description>&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;IMG height=212 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/ansari9029/hojjat.jpg&quot; width=284 align=center&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Mon, 17 Mar 2008 02:19:00 GMT</pubDate>
<comments>http://comment.parsiblog.com/Comments.aspx?NoteID=446445</comments>
 <dc:creator>محمد انصاري</dc:creator>
<guid>http://ansari9029.ParsiBlog.com/446445.htm</guid>
</item>

<item>
<title>تبريك به مناسبت آغاز ولايت حضرت وليعصر (عج)</title>
<link>http://ansari9029.ParsiBlog.com/446440.htm</link>
<description>&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot; face=Tahoma color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;ابوالاديان مي گويد : من خدمت حضرت امام حسن عسکري&amp;nbsp;عليه السلام مي کردم . نامه هاي آن حضرت را به شهرها مي بردم . در مرض موت ، روزي&amp;nbsp;من را طلب فرمود و چند نامه اي&amp;nbsp;نوشت به مدائن تا آنها را برسانم . سپس امام فرمود : پس از پانزده روز باز داخل سامره خواهي&amp;nbsp; شد و صداي&amp;nbsp;گريه و شيون از خانه من خواهي&amp;nbsp;شنيد ، و در آن موقع مشغول غسل دادن من خواهند بود . ابوالاديان به امام عرض مي کند : اي&amp;nbsp;سيد من ، هرگاه اين واقعه دردناک روي&amp;nbsp; دهد ، امامت با کيست ؟ فرمود : هر که جواب نامه من را از تو طلب کند . ابوالاديان مي گويد : دوباره پرسيدم علامت ديگري&amp;nbsp;به من بفرما . امام فرمود : هرکه بر من نماز گزارد . ابوالاديان مي گويد : باز هم علامت ديگري&amp;nbsp;بگو تا بدانم . &lt;BR&gt;امام مي گويد : هر که بگويد که در هميان چه چيز است او امام شماست . ابوالاديان مي گويد : مهابت و شکوه امام باعث شد که نتوانم چيز ديگري&amp;nbsp; بپرسم . رفتم و نامه ها را رساندم و پس از پانزده روز برگشتم . وقتي&amp;nbsp;به در خانه امام رسيدم صداي&amp;nbsp;شيون و گريه از خانه امام بلند بود . داخل خانه امام ، جعفر کذاب برادر امام حسن عسکري&amp;nbsp; را ديدم که نشسته ، و شيعيان به او تسليت مي دهند و به امامت او &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot; face=Tahoma color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;تهنيت مي گويند . من از اين بابت بسيار تعجب کردم پيش رفتم و تعزيت و تهنيت گفتم . اما او جوابي&amp;nbsp;نداد و هيچ سؤالي&amp;nbsp;نکرد . چون بدن مظهر امام را کفن کرده و آماده نماز گزاردن بود ، خادمي&amp;nbsp;آمد و جعفر کذاب را دعوت کرد که بر برادر خود نماز بخواند . چون جعفر به نماز ايستاد ، طفلي&amp;nbsp;گندمگون و پيچيده موي&amp;nbsp;، گشاده دنداني&amp;nbsp;مانند پاره ماه بيرون آمد و رداي&amp;nbsp;جعفر را کشيد و گفت : اي&amp;nbsp;عمو پس بايست که من به نماز سزاوارترم . رنگ جعفر دگرگون شد . عقب ايستاد . سپس آن طفل پيش آمد و بر پدر نماز گزارد و آن جناب را در پهلوي&amp;nbsp; امام علي&amp;nbsp;النقي&amp;nbsp;عليه السلام دفن کرد . سپس رو به من آورد و فرمود : جواب نامه ها را که با تو است تسليم کن . من جواب نامه را به آن کودک دادم . پس &quot; حاجزوشا &quot; از جعفر پرسيد : اين کودک که بود ، جعفر گفت : به خدا قسم من او را نمي شناسم و هرگز او را نديده ام . در اين موقع ، عده اي&amp;nbsp; از شيعيان از شهر قم رسيدند ، چون از وفات امام عليه السلام با خبر شدند ، مردم به جعفر اشاره کردند . چند تن از آن مردم نزد جعفر رفتند و از او پرسيدند : بگو که نامه هايي&amp;nbsp;که داريم از چه جماعتي&amp;nbsp;است و مالها چه مقدار است ؟ جعفر گفت : ببينيد مردم از من علم غيب مي خواهند ! در آن حال خادمي&amp;nbsp;از جانب حضرت صاحب الامر ظاهر شد و از قول امام گفت : اي&amp;nbsp;مردم قم با شما نامه هايي&amp;nbsp; است از فلان و فلان و همياني&amp;nbsp;( کيسه اي&amp;nbsp;) که در آن هزار اشرفي&amp;nbsp;است که در آن ده اشرفي&amp;nbsp;است با روکش طلا . شيعياني&amp;nbsp;که از قم آمده بودند گفتند : هر کس تو را فرستاده است امام زمان است اين نامه ها و هميان را به او تسليم کن . جعفر کذاب نزد معتمد خليفه آمد و جريان واقعه را نقل کرد . معتمد گفت : برويد و در خانه امام حسن عسکري&amp;nbsp;عليه السلام جستجو کنيد و کودک را پيدا کنيد . رفتند و از کودک اثري&amp;nbsp;نيافتند . ناچار &quot; صيقل &quot; کنيز حضرت امام عسکري&amp;nbsp;عليه السلام را گرفتند و مدتها تحت نظر داشتند به تصور اينکه او حامله است . ولي&amp;nbsp;هرچه بيشتر جستند کمتر يافتند . خداوند آن کودک مبارک قدم را حفظ کرد و تا زمان ما نيز در کنف حمايت حق است و به ظاهر از نظرها پنهان مي باشد . درود خداي&amp;nbsp;بزرگ بر او باد .&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Mon, 17 Mar 2008 02:04:00 GMT</pubDate>
<comments>http://comment.parsiblog.com/Comments.aspx?NoteID=446440</comments>
 <dc:creator>محمد انصاري</dc:creator>
<guid>http://ansari9029.ParsiBlog.com/446440.htm</guid>
</item>

<item>
<title>ya hagh</title>
<link>http://ansari9029.ParsiBlog.com/327233.htm</link>
<description>&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;زندگينامه حضرت معصومه (س)

زندگي حضرت معصومه ـ سلام الله عليها ـ به دو دورة مهم تقسيم مي‎شود : تولد و كودكي در مدينه , حضرت در راه ايران و قم.
تولد و كودكي در مدينه
حضرت معصومه ـ سلام الله عليها ـ يكي از بانوان با فضيلت و با شخصيت خاندان اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ مي‎باشد. پدر بزرگوار او حضرت «موسي بن جعفر» امام هفتم شيعيان مي‎باشد. مادر گرامي حضرت معصومه «نجمه» مادر بزرگوار امام رضا ـ عليه السّلام ـ مي‎باشد. نجمه از بانوان با فضيلت و از اسوه‎هاي تقوا و شرافت و از مخدرات كم نظير تاريخ بشريت است.

درباره زمان تولد و وفات فاطمه معصومه ـ سلام الله عليها ـ آن چه مسلم است اين است كه زمان تولد آن حضرت پيش از سال يكصد و هفتاد و نه هجري بوده است زيرا بنابر نقل شيخ كليني در شوال 179 هارون الرشيد امام موسي بن جعفر ـ عليه السّلام ـ پدر حضرت معصومه ـ عليه السّلام ـ را از مدينه به بغداد برد و در آن جا در ماه رجب 183 از دنيا رحلت فرمود. و بنابر مدت عمر حضرت معصومه كه از 23 سال كمتر است، نمي‎تواند بعد از سال 179 باشد چون در آن سال‎ها پدرش در زندان بود. پس تاريخ ولادت آن حضرت به طور دقيق مشخص نيست ولي طبق اسناد به دست آمده ولادت آن حضرت را در مدينه در سال 173 نقل مي‎كنند.

درباره تعداد فرزندان حضرت موسي بن جعفر ـ عليه السّلام ـ و اين كه چند تن از آن‎ها فاطمه نام داشته‎اند اختلاف است. شيخ مفيد تعداد آنان را سي و هفت تن ذكر كرده است؛ نوزده پسر و هجده دختر كه دو تن از دختران، فاطمه نام داشتند. فاطمة‌الكبري و فاطمة الصغري. حضرت فاطمه معصومه بعد از امام رضا ـ عليه السّلام ـ از ديگر فرزندان حضرت موسي بن جعفر ـ عليه السّلام ـ فاضل‎تر و داراي مقامي شامخ‎تر مي‎باشد.

با گذشت ايام، حضرت معصومه ـ سلام الله عليها ـ هم دوران خردسالي را پشت سر گذاشت. و در اين سال‎ها محل رشد آن حضرت خانداني بود كه او را با دريايي از علم و معرفت رو به رو ساخت. ولي بيش از ده بهار از عمر شريفش نگذشته بود كه پدر بزرگوارش با زهر جفا در زندان هارون به شهادت رسيد و دريايي از غم و اندوه بر قلب شريفش فرو ريخت كه در اين ايام غم و تنهايي، تنها ماية تسلي او برادرش امام رضا ـ عليه السّلام ـ بود كه ناگهان «مأمون» وجود اقدس امام هشتم را از كانون خانواده جدا نمود و به اجبار به خراسان جلب كرد و به اقامت اجباري در خراسان وادار نموده. حضرت معصومه ـ سلام الله عليها ـ دوري يك ساله فراق برادر را تحمل كرد
 حضرت معصومه در راه ايران و قم
يك سال بعد از رفتن حضرت علي بن موسي الرضا ـ عليه السّلام ـ به سرزمين خراسان يعني در سال 201 هـ حضرت معصومه ـ عليها السّلام ـ خواهر حضرت رضا، براي زيارت برادر از مدينه به مقصد خراسان حركت كرد يا به موجب نقلي كه چندان اعتبار ندارد طبق دعوت برادر رهسپار خراسان شد. چون آن حضرت با همراهانش وارد ساوه شد، بيمار و رنجور بود و مي‎دانست در آن نزديكي شهري است به نام قم كه مردم آن از دوست‎داران اهل بيت اطهار هستند. از اين امر چنين استنباط مي‎شود كه آوازه تشيع مردم قم و علاقه شديد ايشان به اهل بيت به مدينه هم رسيده بود.
در هر حال، حضرت پرسيد ميان ما و قم چند فرسخ فاصله است. گفتند: ده فرسخ و حضرت دستور حركت به سوي قم را صادر كردند. در اينجا معلوم نيست كه آيا مردم قم از آمدن حضرت فاطمه معصومه ـ عليها السّلام ـ به ساوه اطلاع يافته و به استقبال آن حضرت رفته‎اند و با تجليل و احترام به قم آورده‎اند، يا خود او به طرف قم حركت كرده است. طبق نقل كتاب قم، روايت صحيح و درست اين است كه چون خبر به آل سعد رسيد با هم اتفاق كردند كه از او درخواست كنند به قم بيايد. از ميان ايشان، موسي بن خزرج بن سعد اشعري بيرون آمد، و چون به شرف ملازمت حضرت فاطمه رسيد زمام ناقه او بگرفت و به جانب شهر بكشيد و به در سراي خود فرود آورد. از اين نقل معلوم مي‎شود كه حضرت فاطمه معصومه ـ عليها السّلام ـ به طرف قم حركت كرده بود و موسي بن خزرج در اثناي راه به وي رسيده بوده است.
محل سراي موسي بن خزرج و حجره‎اي كه حضرت معصومه در آن به عبادت مي‎پرداخته اكنون معين و زيارتگاه است. گويا در اين سخن اختلافي نباشد كه حضرت فاطمه معصومه ـ عليها السّلام ـ مدت هفده روز در آن محل توقف داشته و پس از آن رحلت فرموده است. بنابر نوشته كتاب قم، بعد از غسل دادن و كفن كردن و نمازگزاردن برجسد مطهر او، موسي بن خزرج آن حضرت را در زميني در بابلان (همين محل فعلي) نيمه دوّم قرن چهارم كه به او تعلق داشت دفن كرد و بر سر تربت او سايه‎باني درست كرد.
شخصيت و فضايل حضرت معصومه (س)
حضرت فاطمه معصومه ـ سلام الله عليها ـ داراي شخصيتي رفيع و والا مقام مي‎باشد بطوري كه ائمه طاهرين ـ عليهم السّلام ـ از اين بانو، با جلالت و تكريم ياد كرده‎اند و حتي پيش از ولادت آن حضرت، بلكه پيش از ولادت پدر بزرگوارش، نام او بر لسان بعضي از ائمه ـ عليهم السّلام ـ آمده و از مقام والاي او سخن گفته‎اند كه به بعضي از آنها اشاره مي‎شود.

امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي‎فرمايند: «اَلا اِنَّ قم حَرَمي و حرم وَلدي من بعدي...» بدانيد قم حرم من و حرم فرزندانم پس از من است، زني از فرزندان من در اين شهر در مي‎گذرد كه او دختر موسي است...».

امام صادق ـ عليه السّلام ـ در حديثي ديگر پيش از اينكه اين فرزند گرانقدر متولد شود از فضيلت زيارت و مدفن او سخن مي‎گويد و شيعيان را به اهميت آن توجه مي‎دهد و مي‎فرمايد «شهر قم، حرم ما است و در آن زني از فرزندان من مدفون مي‎شود، به نام فاطمه هر كس او را زيارت كند بهشت براي او ثابت مي‎شود...»

همه اين بيانات حاكي از شأن و عظمت و فضيلت اين بانوي مكرم اسلام مي‎باشد. بي‎شك اين فضايل و خصوصيات اخلاقي اين بانوي بزرگ است كه او را داراي چنين مقام و منزلتي نموده است چون امام موسي كاظم ـ عليه السّلام ـ داراي 37 فرزند بود كه در ميان آنها اين بانوي مكرم است كه مثل ستاره‎اي درخشان مي‎درخشد و در ميان فرزندان امام كاظم ـ عليه السّلام ـ بعد از امام رضا ـ عليه السّلام ـ هيچ كدام هم سنگ او نمي‎باشد.&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Mon, 12 Nov 2007 23:16:00 GMT</pubDate>
<comments>http://comment.parsiblog.com/Comments.aspx?NoteID=327233</comments>
 <dc:creator>محمد انصاري</dc:creator>
<guid>http://ansari9029.ParsiBlog.com/327233.htm</guid>
</item>

<item>
<title>عشق ...</title>
<link>http://ansari9029.ParsiBlog.com/307070.htm</link>
<description>&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;div &gt; &lt;div from=PBWord&gt; &lt;p align=center dir=RTL style=&apos;text-align:center;direction:rtl;unicode-bidi: embed&apos;&gt;&lt;span dir=LTR style=&apos;font-family:Tahoma&apos;&gt;&lt;img width=261 height=218 src=&quot;http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/ansari9029/redrose.jpg&quot; style=&apos;height:181px;width:260px&apos; align=center&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class=MsoNormal align=center dir=RTL style=&apos;text-align:center;direction: rtl;unicode-bidi:embed&apos;&gt;&lt;span lang=AR-SA style=&apos;font-size:10.0pt;font-family: Tahoma&apos;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class=MsoNormal align=center dir=RTL style=&apos;text-align:center;line-height: 200%;direction:rtl;unicode-bidi:embed&apos;&gt;&lt;span lang=FA style=&apos;font-size:10.0pt; ;font-family:Tahoma&apos;&gt;به كودكي گفتند &lt;b&gt;:&lt;/b&gt;عشق چيست&lt;b&gt;؟&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class=MsoNormal align=center dir=RTL style=&apos;text-align:center;line-height: 200%;direction:rtl;unicode-bidi:embed&apos;&gt;&lt;span lang=FA style=&apos;font-size:10.0pt; ;font-family:Tahoma&apos;&gt;&lt;br&gt; گفت &lt;b&gt;:&lt;/b&gt; بازي&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class=MsoNormal align=center dir=RTL style=&apos;text-align:center;line-height: 200%;direction:rtl;unicode-bidi:embed&apos;&gt;&lt;span lang=FA style=&apos;font-size:10.0pt; ;font-family:Tahoma&apos;&gt;&lt;br&gt; به نوجواني گفتند &lt;b&gt;:&lt;/b&gt; عشق چيست&lt;b&gt;؟&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class=MsoNormal align=center dir=RTL style=&apos;text-align:center;line-height: 200%;direction:rtl;unicode-bidi:embed&apos;&gt;&lt;span lang=FA style=&apos;font-size:10.0pt; ;font-family:Tahoma&apos;&gt;گفت &lt;b&gt;:&lt;/b&gt; رفيق بازي&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class=MsoNormal align=center dir=RTL style=&apos;text-align:center;line-height: 200%;direction:rtl;unicode-bidi:embed&apos;&gt;&lt;span lang=FA style=&apos;font-size:10.0pt; ;font-family:Tahoma&apos;&gt;&lt;br&gt; به جواني گفتند &lt;b&gt;:&lt;/b&gt; عشق چيست&lt;b&gt;؟&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class=MsoNormal align=center dir=RTL style=&apos;text-align:center;line-height: 200%;direction:rtl;unicode-bidi:embed&apos;&gt;&lt;span lang=FA style=&apos;font-size:10.0pt; ;font-family:Tahoma&apos;&gt;گفت &lt;b&gt;:&lt;/b&gt; پول و ثروت&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class=MsoNormal align=center dir=RTL style=&apos;text-align:center;line-height: 200%;direction:rtl;unicode-bidi:embed&apos;&gt;&lt;span lang=FA style=&apos;font-size:10.0pt; ;font-family:Tahoma&apos;&gt;&lt;br&gt; به پيرمردي گفتند &lt;b&gt;:&lt;/b&gt; عشق چيست&lt;b&gt;؟&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class=MsoNormal align=center dir=RTL style=&apos;text-align:center;line-height: 200%;direction:rtl;unicode-bidi:embed&apos;&gt;&lt;span lang=FA style=&apos;font-size:10.0pt; ;font-family:Tahoma&apos;&gt;گفت &lt;b&gt;:&lt;/b&gt;عمر&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class=MsoNormal align=center dir=RTL style=&apos;text-align:center;line-height: 200%;direction:rtl;unicode-bidi:embed&apos;&gt;&lt;span lang=FA style=&apos;font-size:10.0pt; ;font-family:Tahoma&apos;&gt;به عاشقي گفتند &lt;b&gt;:&lt;/b&gt; عشق چيست&lt;b&gt;؟&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class=MsoNormal align=center dir=RTL style=&apos;text-align:center;line-height: 200%;direction:rtl;unicode-bidi:embed&apos;&gt;&lt;span lang=FA style=&apos;font-size:10.0pt; ;font-family:Tahoma&apos;&gt;چيزي نگفت آهي كشيد و سخت گريست&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class=MsoNormal align=center dir=RTL style=&apos;text-align:center;line-height: 200%;direction:rtl;unicode-bidi:embed&apos;&gt;&lt;span lang=FA style=&apos;font-size:10.0pt; ;font-family:Tahoma&apos;&gt;&lt;br&gt; به گل گفتم&lt;b&gt;:&lt;/b&gt; عشق چيست&lt;b&gt;؟&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class=MsoNormal align=center dir=RTL style=&apos;text-align:center;line-height: 200%;direction:rtl;unicode-bidi:embed&apos;&gt;&lt;span lang=FA style=&apos;font-size:10.0pt; ;font-family:Tahoma&apos;&gt;&lt;br&gt; گفت &lt;b&gt;:&lt;/b&gt; از من خوشبو تره&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class=MsoNormal align=center dir=RTL style=&apos;text-align:center;line-height: 200%;direction:rtl;unicode-bidi:embed&apos;&gt;&lt;span lang=FA style=&apos;font-size:10.0pt; ;font-family:Tahoma&apos;&gt;به پروانه گفتم&lt;b&gt;:&lt;/b&gt; عشق چيست&lt;b&gt;؟&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class=MsoNormal align=center dir=RTL style=&apos;text-align:center;line-height: 200%;direction:rtl;unicode-bidi:embed&apos;&gt;&lt;span lang=FA style=&apos;font-size:10.0pt; ;font-family:Tahoma&apos;&gt;گفت &lt;b&gt;:&lt;/b&gt;از من زيبا تره&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class=MsoNormal align=center dir=RTL style=&apos;text-align:center;line-height: 200%;direction:rtl;unicode-bidi:embed&apos;&gt;&lt;span lang=FA style=&apos;font-size:10.0pt; ;font-family:Tahoma&apos;&gt;&lt;br&gt; به خورشيد گفتم عشق چيست&lt;b&gt;؟&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class=MsoNormal align=center dir=RTL style=&apos;text-align:center;line-height: 200%;direction:rtl;unicode-bidi:embed&apos;&gt;&lt;span lang=FA style=&apos;font-size:10.0pt; ;font-family:Tahoma&apos;&gt;گفت&lt;b&gt;:&lt;/b&gt; از من سوزنده تره&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class=MsoNormal align=center dir=RTL style=&apos;text-align:center;line-height: 200%;direction:rtl;unicode-bidi:embed&apos;&gt;&lt;span lang=FA style=&apos;font-size:10.0pt; ;font-family:Tahoma&apos;&gt;&lt;br&gt; به عشق گفتم تو آخر چه هستي &lt;b&gt;؟؟..&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class=MsoNormal align=center dir=RTL style=&apos;text-align:center;line-height: 200%;direction:rtl;unicode-bidi:embed&apos;&gt;&lt;span lang=AR-SA style=&apos;font-size:10.0pt; ;font-family:Tahoma&apos;&gt;&lt;br&gt; &lt;/span&gt;&lt;span  style=&apos;font-size:10.0pt;font-family:Tahoma&apos;&gt;گفت نگاهي بيش&lt;/span&gt;&lt;span dir=LTR&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=FA dir=LTR style=&apos;font-size: 10.0pt;font-family:Tahoma&apos;&gt;&lt;span dir=LTR&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span  style=&apos;font-size:10.0pt;font-family:Tahoma&apos;&gt;نيستم&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class=MsoNormal align=center dir=RTL style=&apos;text-align:center;direction: rtl;unicode-bidi:embed&apos;&gt;&lt;span &gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class=MsoNormal align=center dir=RTL style=&apos;text-align:center;direction: rtl;unicode-bidi:embed&apos;&gt;&lt;span  style=&apos;font-size:10.0pt;font-family:Tahoma&apos;&gt;&lt;span Times New&gt;اگر از شما بپرسندعشق چيست &lt;b&gt;؟&lt;/b&gt;شما چه ميگوييد&lt;b&gt;؟؟؟؟&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span &gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;/div&gt; &lt;/div&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Thu, 11 Oct 2007 15:35:00 GMT</pubDate>
<comments>http://comment.parsiblog.com/Comments.aspx?NoteID=307070</comments>
 <dc:creator>محمد انصاري</dc:creator>
<guid>http://ansari9029.ParsiBlog.com/307070.htm</guid>
</item>

</channel>
</rss>  

